آنکه جامه دانش بپوشد، عيبش از مردم نهان ماند . [امام علي عليه السلام]
قاصدک

بسم الله الرحمن الرحيم



سلام عليکم جميعا



نخست: درعمل به پند شاعرشيرين سخن مشرف الدين مصلح ابن عبدالله(سعدي خودمون) (که بسم الله اول به نيت بگوي ......دوم نيت اور سوم کف بشوي) بسم الله الرحمن الرحيم .. ... پروردگارا به مدد خودت... ..



دوم: اندر باب نيت نگارنده است که نه فرهنگسازي(تخريب فرهنگ!!) است ونه درمقوله سياسيت که همان بهتر که جاي  مردان سياست بنشانيم درخت تاهوا تازه شود!!!!! ونه در سر هواي زرد نويسي است که بس سبز است ايرانمان اهان يک چيز ديگه هم يادم امد اينجا نه عکس خفن نه جک نه smsونه...که رايجه روي خط پيدا نميشود که نميشود



سوم: زمان اپ شدن اين وبلاگه انم نه مناسبتيه نه هفتگي است نه ماهانه نه سالانه ونه ...هروقت امواج افکارم به ساحل قلم(کيبورد )نشست قاصدک اپ ميشود به اختصار گويند :/عشقي نويسي/ -دل نويسي/- مال خودمه هروقت بخوام اپ ميکنم و...



چهارم: سعي ميشود بااستفاده از منابع معتبر نگارش شود وصرفا زاده فکرمن نباشد وهمچنين سعي ميشود حرف حساب(+نا) زده شود.(بخوانيد ناحساب)



درمورد لحن گفتار نيز من بعد سعي ميشود روانتر باشد ببخشيد مرا به بزرگواري خود (سعدي مطالعه کردم بابا قرن هفتي نگاريديم مثلا)



پنجم نگارنده کيه؟؟ به قلي انظرالي ماقال لاتنظر الي من قال(شايع شده در بين وبلاگهاي ارزشي مگه نه؟؟)مانيز به همرهي برخي از وب نويسان گمنام سعي برهمان گمنامي داريم )اللقاعده نيازي هم به معرفي نيست نگارندها از جمله من افکارمون رادراختيار عموم ميگذاريم و همين بس است که همين افکار شخصيتها راميسازند)بااجازه تون ازمعرفي گريختيم



انچه بايست گفته ميشد گفته شد سوالي هست بپرسيد(کيه که پاسخ دهد)



بارالها  ...                                                                                                                                        پرورگارا....                                                                                                                             الهم ادخلني مدخل صدق واخرجني مخرج االصدق!



قاصدک ::: يکشنبه 20/3/1386::: ساعت 12:25 صبح

حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان، وبلاگ‌نويسي را حرکتي منفعلانه، تفريحي و صرفا ذوقي ندانست.



به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي پس از بازديد از بخش وبلاگ‌هاي جشنواره ملي رسانه‌هاي ديجيتال، در نامه‌اي خطاب به وبلاگ‌نويسان که در وبلاگ‌هاي مختلفي قابل دستيابي است، نوشته است: با تشکر از همه دوستان فعال در جريان وبلاگ نويسي، اگر اين حرکت را منفعلانه، تفريحي يا صرفا ذوقي تلقي نکنيم و به گونه‌اي آن را براي خودمان تعريف کنيم که به يک نياز حياتي پاسخ مي‌دهد، هم تمام کساني که مي‌توانند و مي‌خواهند با ما ارتباط برقرار کنند به ما ملحق خواهند شد و هم ديگران را نيز تحت تاثير قرار خواهيم داد.



 



در اين نامه عنوان شده است: بياييد قبل از جذب ديگران به دنبال ساختن خودمان باشيم و از اين ابزار در اين جهت استفاده کنيم!!!!.



استاد پناهيان



 



 



همواره نيت مهمترين بخش هرکاري است ونيت ماست که کارماراميسازه (کل اعمال بنيات )وعمل اندک با نيت متعالي برتر از کثرت عمل خالي از صفاي دل وخلوص نيت است(عبادتهاي بيشمار ابليس که همراه با خود پسندي بود واو را ازدرگه باري تعالي دورکردويک توبه ادم که اوراسزاوار بخشش خداوندي وبرگزيدنش به مقام رسالت گردانيد)



وازسوي هرعملي بي رنگ خداوندي بذر نفاق رادرسينه ي ادمي رشد ميدهد واورا ازهدف اصلي که براي ان خلق شده است دور ميکند وبراي همين شهيد بزرگوار سيد مرتضي اويني ميگويد جز براي خدا کاري مکن!!



سيدمرتضي اويني:جزبراي خداکاري مکن!



بنده حقير از فرمايشات اين بزرگواران استفاده کرده وجنگي ميان نفس لوامه ونفس اماره درگرفت که گوشه اي از اين مناظره رابراي شما مينگارم(توصيه ميکنم شما هم نفوس گرانقدر خود را مورد چنين سين جيم هايي قراردهيد)



**حرفهاي اين رنگي از زبان نفس لوامه است و اين رنگ از ان نفس اماره**



چرا مينويسي؟



محض رضاي خدا /اندر چه بابي ميخواي رضايت خداوندي را جلب کني؟/ترويج فرهنگِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ...../نه اصلا اطلاع رساني/چه اطلاعي؟/نميدونم به هرحال دوکلام حرف حساب که بين اراجيف من پيدا ميشه؟/حرفهاي حساب شعارگونه ي بي عمل؟؟/چه گيري دادي بابا اصلا واسه خودم مينويسم/خوب چرا براي دل خودت توي يک دفتر نمينويسي؟/خوب خ..وب خ..و...ب!چيزه



انکه نتونسي جواب بدي حالابگو ببينم چرا کامنت ميگذاري براي خلق الله؟؟/خوب چون.../چون چي؟به خاطر دوستت يا واسه ي اينکه تبليغ وبت بشه تا انم بيادنظر بده؟ياخداي نکرده محض رضاي ؟خداست اينم؟؟؟؟؟!!!!/ااااااااااااااااااااااااااااااااااااه اصلا به توچه نظرم ميخوام بدم انم توي اسلام مشکلات داره؟/نه نظردادن مشکلي نداره اتفاقاسفارشم شده اماچرا قبلا که وب نداشتي نظر نميدادي؟ چرا اصلا ادرس وبلاگتو ميدي؟/چونکه....



اصلا بگوببينم چقدر وقتت براي وب نويسي و خوندن پستهاي دوستات ميره؟/....ساعت/کاربهتر ازاين نيست تو بکني؟؟و.....



بدين سبب نفس لوامه گرانقدرماپيروز ميدان و نفس اماره ما باشکست صحنه مناظره را ترک گفتندو....



-بااجازه تون من نيومده يک مرخصي ميخوام!



-برميگردم انشالله



-اما فعلا خداحافظتون.



..خدايا به هرکس جز تو دلبستم....



قاصدک ::: يکشنبه 6/3/1386::: ساعت 4:0 عصر



مراحضرت ساقي اوازدادکه جنگ است بايدمهياشوي



                                   زني انچنان برصف تيغها که از کشتگان ره ماشوي 



 



جنگ هديه اي بود از جانب پروردگار براي پرندگاني که ازجام ولامست شده بودندپرواز راميجستندازافلاک بودند وخاک را تاب نمي اوردند مرداني که زمين زير پايشان ميلرزيدو اسمان به بلنداي همتشان نميرسيد ادب طفيل طريقشان بود، انسانيت شاگرد سربه زير کلاس درسشان اري چنين انسانهايي را زمين منزلگه نبود انان در مکتب حسين(ع)درس خوانده بودند وخداوندبه انان همرهي عين الحيات را بخشيد....



چنين نبود که جنگ صرفا توليد کننده معنويت باشد جنگ زاده معنويت مردمان ان زمان بودوفزاينده ان



فزاينده ي که فرزانداني به بار مياورد که يک شبه ره صد ساله ميرفتندو خداراباچشمانشان ميديدند وهمگام با علي(ع) فرياد بر مياوردند خدايا کور شود چشمي که تو رانميبيند!!!!!!!(حالاهي توي کلاسهاي عقايد بگيد خداديدني نيست)



-اي دل! بهانه نياور که گر جنگ بودي من هم بچه+ شده بودي! کنون کاري کن تا جنگ اور شوي!!



درهمان سالهاودرميان همان پرندگان زمينياني بودند که دل به دنيا بسته بودند وماندند !توان رفتنشان نبود بالي براي پرواز نداشتند همره پرندگان شدند اما تاب نيا وردندو باز گشتن



حسيني شدن اسان نيست ....گرخود نسازي دست رد به سينه حسين (ع) ميزني و درگرداب دنيا غرقه ميشوي



جامانده ايم



يکي ازفزايندهاي معنويت جبهه ها؛ سختي جنگ بود، جنگ سخت بود سخت بود سخت مردان بزرگ را مانند طفيلان به زاري مي انداخت. جنگ سخت بود مرد ميخواست!مرد!واين سختي مردان جنگ را پاک ميکرد



سختيهاي جنگ...



عرفان درشبهاي جبهه موج ميزداما تجلي گاه معنويت در خنده ها وشوخيهاي بچهاي جنگ بود !!!!(توي جبهه اخم وعبوس بودن حرام بود بچها نميگذاشتند که کسي غم توي دلش باشه شادزندگي ميکردند توي جبهه شادي واقعي ان روزهاتوي جبهه ها پيش ان بچها بود)



زيبايي هاي جنگ



گويند تو زيبا رفتي اما نگفتند تو زيبا زيستي! انقدر دلبرانه که خداوند تورا براي خود خواست وخودش راخون بهاي تو کرد!!



رفتي...



پس :



        گرشهادت ميطلبي درست زندگي کن!!



 



 




قاصدک ::: شنبه 5/3/1386::: ساعت 8:0 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 1
بازديد ديروز: 2
کل بازديد :2051

>> درباره خودم <<
قاصدک
قاصدک[3]
من کيم؟درجهان سرگشته اي درميان خاک وخون اغشته اي! من کيم؟زاري نزارافتاده اي پرغمي بي غمگسارافتاده اي! بي کسي ازيارغايب گشته اي ناکسي ازچشم يارافتاده اي!

>>لوگوي وبلاگ من<<
قاصدک

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<