سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
بدترین برادران کسى است که براى او به رنج افتى . [ چه رنج افتادن مستلزم مشقّت است . و این شرّ را برادرى که براى او به رنج افتاده‏اند سبب شده . پس او بدترین برادران است . ] [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 86 خرداد 20 , ساعت 12:25 صبح

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام علیکم جمیعا


نخست: درعمل به پند شاعرشیرین سخن مشرف الدین مصلح ابن عبدالله(سعدی خودمون) (که بسم الله اول به نیت بگوی ......دوم نیت اور سوم کف بشوی) بسم الله الرحمن الرحیم .. ... پروردگارا به مدد خودت... ..


دوم: اندر باب نیت نگارنده است که نه فرهنگسازی(تخریب فرهنگ!!) است ونه درمقوله سیاسیت که همان بهتر که جای  مردان سیاست بنشانیم درخت تاهوا تازه شود!!!!! ونه در سر هوای زرد نویسی است که بس سبز است ایرانمان اهان یک چیز دیگه هم یادم امد اینجا نه عکس خفن نه جک نه smsونه...که رایجه روی خط پیدا نمیشود که نمیشود


سوم: زمان اپ شدن این وبلاگه انم نه مناسبتیه نه هفتگی است نه ماهانه نه سالانه ونه ...هروقت امواج افکارم به ساحل قلم(کیبورد )نشست قاصدک اپ میشود به اختصار گویند :/عشقی نویسی/ -دل نویسی/- مال خودمه هروقت بخوام اپ میکنم و...


چهارم: سعی میشود بااستفاده از منابع معتبر نگارش شود وصرفا زاده فکرمن نباشد وهمچنین سعی میشود حرف حساب(+نا) زده شود.(بخوانید ناحساب)


درمورد لحن گفتار نیز من بعد سعی میشود روانتر باشد ببخشید مرا به بزرگواری خود (سعدی مطالعه کردم بابا قرن هفتی نگاریدیم مثلا)


پنجم نگارنده کیه؟؟ به قلی انظرالی ماقال لاتنظر الی من قال(شایع شده در بین وبلاگهای ارزشی مگه نه؟؟)مانیز به همرهی برخی از وب نویسان گمنام سعی برهمان گمنامی داریم )اللقاعده نیازی هم به معرفی نیست نگارندها از جمله من افکارمون رادراختیار عموم میگذاریم و همین بس است که همین افکار شخصیتها رامیسازند)بااجازه تون ازمعرفی گریختیم


انچه بایست گفته میشد گفته شد سوالی هست بپرسید(کیه که پاسخ دهد)


بارالها  ...                                                                                                                                        پرورگارا....                                                                                                                             الهم ادخلنی مدخل صدق واخرجنی مخرج االصدق!


یکشنبه 86 خرداد 6 , ساعت 4:0 عصر

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، وبلاگ‌نویسی را حرکتی منفعلانه، تفریحی و صرفا ذوقی ندانست.


به گزارش سرویس نگاهی به وبلاگ‌های خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، وی پس از بازدید از بخش وبلاگ‌های جشنواره ملی رسانه‌های دیجیتال، در نامه‌ای خطاب به وبلاگ‌نویسان که در وبلاگ‌های مختلفی قابل دستیابی است، نوشته است: با تشکر از همه دوستان فعال در جریان وبلاگ نویسی، اگر این حرکت را منفعلانه، تفریحی یا صرفا ذوقی تلقی نکنیم و به گونه‌ای آن را برای خودمان تعریف کنیم که به یک نیاز حیاتی پاسخ می‌دهد، هم تمام کسانی که می‌توانند و می‌خواهند با ما ارتباط برقرار کنند به ما ملحق خواهند شد و هم دیگران را نیز تحت تاثیر قرار خواهیم داد.


 


در این نامه عنوان شده است: بیایید قبل از جذب دیگران به دنبال ساختن خودمان باشیم و از این ابزار در این جهت استفاده کنیم!!!!.


استاد پناهیان


 


 


همواره نیت مهمترین بخش هرکاری است ونیت ماست که کارمارامیسازه (کل اعمال بنیات )وعمل اندک با نیت متعالی برتر از کثرت عمل خالی از صفای دل وخلوص نیت است(عبادتهای بیشمار ابلیس که همراه با خود پسندی بود واو را ازدرگه باری تعالی دورکردویک توبه ادم که اوراسزاوار بخشش خداوندی وبرگزیدنش به مقام رسالت گردانید)


وازسوی هرعملی بی رنگ خداوندی بذر نفاق رادرسینه ی ادمی رشد میدهد واورا ازهدف اصلی که برای ان خلق شده است دور میکند وبرای همین شهید بزرگوار سید مرتضی اوینی میگوید جز برای خدا کاری مکن!!


سیدمرتضی اوینی:جزبرای خداکاری مکن!


بنده حقیر از فرمایشات این بزرگواران استفاده کرده وجنگی میان نفس لوامه ونفس اماره درگرفت که گوشه ای از این مناظره رابرای شما مینگارم(توصیه میکنم شما هم نفوس گرانقدر خود را مورد چنین سین جیم هایی قراردهید)


**حرفهای این رنگی از زبان نفس لوامه است و این رنگ از ان نفس اماره**


چرا مینویسی؟


محض رضای خدا /اندر چه بابی میخوای رضایت خداوندی را جلب کنی؟/ترویج فرهنگِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ...../نه اصلا اطلاع رسانی/چه اطلاعی؟/نمیدونم به هرحال دوکلام حرف حساب که بین اراجیف من پیدا میشه؟/حرفهای حساب شعارگونه ی بی عمل؟؟/چه گیری دادی بابا اصلا واسه خودم مینویسم/خوب چرا برای دل خودت توی یک دفتر نمینویسی؟/خوب خ..وب خ..و...ب!چیزه


انکه نتونسی جواب بدی حالابگو ببینم چرا کامنت میگذاری برای خلق الله؟؟/خوب چون.../چون چی؟به خاطر دوستت یا واسه ی اینکه تبلیغ وبت بشه تا انم بیادنظر بده؟یاخدای نکرده محض رضای ؟خداست اینم؟؟؟؟؟!!!!/ااااااااااااااااااااااااااااااااااااه اصلا به توچه نظرم میخوام بدم انم توی اسلام مشکلات داره؟/نه نظردادن مشکلی نداره اتفاقاسفارشم شده اماچرا قبلا که وب نداشتی نظر نمیدادی؟ چرا اصلا ادرس وبلاگتو میدی؟/چونکه....


اصلا بگوببینم چقدر وقتت برای وب نویسی و خوندن پستهای دوستات میره؟/....ساعت/کاربهتر ازاین نیست تو بکنی؟؟و.....


بدین سبب نفس لوامه گرانقدرماپیروز میدان و نفس اماره ما باشکست صحنه مناظره را ترک گفتندو....


-بااجازه تون من نیومده یک مرخصی میخوام!


-برمیگردم انشالله


-اما فعلا خداحافظتون.


..خدایا به هرکس جز تو دلبستم....


شنبه 86 خرداد 5 , ساعت 8:0 صبح

مراحضرت ساقی اوازدادکه جنگ است بایدمهیاشوی


                                   زنی انچنان برصف تیغها که از کشتگان ره ماشوی 


 


جنگ هدیه ای بود از جانب پروردگار برای پرندگانی که ازجام ولامست شده بودندپرواز رامیجستندازافلاک بودند وخاک را تاب نمی اوردند مردانی که زمین زیر پایشان میلرزیدو اسمان به بلندای همتشان نمیرسید ادب طفیل طریقشان بود، انسانیت شاگرد سربه زیر کلاس درسشان اری چنین انسانهایی را زمین منزلگه نبود انان در مکتب حسین(ع)درس خوانده بودند وخداوندبه انان همرهی عین الحیات را بخشید....


چنین نبود که جنگ صرفا تولید کننده معنویت باشد جنگ زاده معنویت مردمان ان زمان بودوفزاینده ان


فزاینده ی که فرزاندانی به بار میاورد که یک شبه ره صد ساله میرفتندو خداراباچشمانشان میدیدند وهمگام با علی(ع) فریاد بر میاوردند خدایا کور شود چشمی که تو رانمیبیند!!!!!!!(حالاهی توی کلاسهای عقاید بگید خدادیدنی نیست)


-ای دل! بهانه نیاور که گر جنگ بودی من هم بچه+ شده بودی! کنون کاری کن تا جنگ اور شوی!!


درهمان سالهاودرمیان همان پرندگان زمینیانی بودند که دل به دنیا بسته بودند وماندند !توان رفتنشان نبود بالی برای پرواز نداشتند همره پرندگان شدند اما تاب نیا وردندو باز گشتن


حسینی شدن اسان نیست ....گرخود نسازی دست رد به سینه حسین (ع) میزنی و درگرداب دنیا غرقه میشوی


جامانده ایم


یکی ازفزایندهای معنویت جبهه ها؛ سختی جنگ بود، جنگ سخت بود سخت بود سخت مردان بزرگ را مانند طفیلان به زاری می انداخت. جنگ سخت بود مرد میخواست!مرد!واین سختی مردان جنگ را پاک میکرد


سختیهای جنگ...


عرفان درشبهای جبهه موج میزداما تجلی گاه معنویت در خنده ها وشوخیهای بچهای جنگ بود !!!!(توی جبهه اخم وعبوس بودن حرام بود بچها نمیگذاشتند که کسی غم توی دلش باشه شادزندگی میکردند توی جبهه شادی واقعی ان روزهاتوی جبهه ها پیش ان بچها بود)


زیبایی های جنگ


گویند تو زیبا رفتی اما نگفتند تو زیبا زیستی! انقدر دلبرانه که خداوند تورا برای خود خواست وخودش راخون بهای تو کرد!!


رفتی...


پس :


        گرشهادت میطلبی درست زندگی کن!!


 


 




لیست کل یادداشت های این وبلاگ